عبد الله قطب بن محيى

363

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

آفرين بر بينش ( آن درّ صدف ولايت ) باد كه آن علاقهء محبت كه بنده را با خدا است سبحانه مثل آن با غير او نيست و نتواند بود و هرچه با غير او است ، سزاوار اسمى ديگر است جز آن اسم كه محبت خداى را به آن خوانند و اگر مثل آن محبت با غير او داشته باشد به صفت آنان باشد كه وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ . « 1 » پاكا خدايى كه سرّ دل مؤمنان از محبت غير او و غير محبّان او بالكليه پاك كرده و اگر ظاهر دل ايشان به ميل چيزى ديگر يا ساعتى به ياد كسى يا چيزى مشغول مىدارد براى اتمام حكمت ، در ساعت بارقه عنايت از عالم ذكر مىدرخشد و به مقتضى إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ « 2 » زنگ غفلت و رنگ ظلمت از آينه دل ايشان زدوده مىشود و سرّ و جهر ايشان يكسان به نور ذكر روشن مىگردد و اگر در ساعات روز كه اوقات اشتغال به كسب و معاملات است ، اين مطابقه به كمال اتفاق نمىافتد ، در آناء ليل چنانچه حقّ آن است دست مىدهد ، كما قال اللّه تعالى : إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا « 3 » و قوله : و طاء على وزن فعال اى مواطاة القلب و اللّسان و الظّاهر و الباطن . آرى : به نيم‌شب كه همه مست خواب خوش باشند * من و خيال تو و ناله‌هاى دردآلود خوشا حال بندگان شاكر كه چون روز در ذكر مقصر و قاصراند ، به شب برخيزند و آن را به انابت و استغفار تدارك كنند ؛ و الحق آنچه وليّم باز وقت آن افتاده كه يك

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 165 « و برخى از مردم در برابر خدا همانندهايى [ براى او ] برمىگزينند و آنها را چون دوستى خدا دوست مىدارند » . ( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 201 « در حقيقت كسانى كه [ از خدا ] پروا دارند چون وسوسه‌اى از جانب شيطان بديشان رسد [ خدا را ] به ياد آورند و به ناگاه بينا شوند » . ( 3 ) . سوره مزمل ، آيه‌هاى 6 و 7 « قطعا برخاستن شب رنجش بيشتر و گفتار [ در آن هنگام ] راستين‌تر است ، [ و ] تو را در روز آمد و شدى دراز است » .